سرزمین یمن از قرن دوم هجری که نوادگان امام حسن مجتبی علیه السلام به همراه تعدادی از یاران خود به آن هجرت می کنند، همواره مرکز دوستداران اهل بیت و کانون امنی برای محبین خاندان رسول الله در جنوب عربستان بوده است. مردم یمن از صدر اسلام با حب اهل بیت خو گرفته و به محض آن که حضرت علی علیه السلام زمام امور مسلمانان را به دست گرفتند، با آن حضرت بیعت کرده و امام را در گسترش فرهنگ اسلامی و اجرای امور دینی همراهی کردند. به گونه ای که بیش از سی نفر از کارگزاران امیرالمومنین اهل یمن بودند. در زمان سایر ائمه هم قدرت و حکومت در دست محبین اهل بیت بوده و ابراهیم پسر امام موسی کاظم علیه السلام در زمان مامون در آن جا حکمرانی میکرده است. سلسله زیدیه تا سال 1960 میلادی در یمن پابرجا بود. این سلسله در قرن دوم هجری به دست یحیی الهادی الحق بنا شد و در طول 11 قرن فرمانروایی همواره توانست ثبات و اقتدار یمن را حفظ کند، تا این که53سال قبل، جمهوری خواهان به کمک نیروهای نظامی مصر، به رهبری یکی از افسران یمنی به نام سلال، حکومت زیدی را سرنگون کردند. در طی نیم قرن گذشته وضعیت مردم یمن به ویژه شیعیان آن روز به روز بدتر شده است در حالی که یمن از نظر ذخایر طبیعی وضع امیدوار کننده ای دارد و تولید کننده نفت و گاز است اما اکنون جز فقیر ترین کشورهای عربی است و فقر و گرفتاری در بیشتر مناطق آن وجود دارد. روزنامه دیلی استار مورخ 24 آگوست 2009 دراین زمینه می نویسد: فساد گسترده حاکم بر بخش های مختلف و عملکرد ضعیف دولت مرکزی سبب شده تا مشکلات یمن همراه با فقر رو به رشد شهروندان آن که روز به روز بیشتر از گذشته به منابع و کمک های اولیه نیازمند هستند وضعیت را بد و بدتر کند.رهبری شیعیان یمن را شیخ بدرالدین الحوثی تا سن 83 سالگی سال 2004 بر عهده داشت که پس از کشته شدن وی به دست نیروهای امنیتی پسر وی شیخ یحیی الحوثی عهده دار این سمت شد. یحیی به خاطر فشار شدید در سال 2005 مجبور شد به آلمان پناهنده شود و هدایت مردم را از دور بر عهده بگیرد. عبدالمالک- برادر یحیی و پسر دیگر شیخ بدر الدین هم در یمن و شهر صعده مرکز آشوب ها و از نواحی شیعه نشین حضور دارد و رهبری نظامی و اجرایی را بر عهده دارد تا هم اکنون.از ابتدای تشدید درگیری ها در سال2004ناظران سیاسی بر این عقیده بودند که چراغ سبز مقامات سعودی برای کشتار شیعیان زیدی مشوق این کار بوده است.جایگاه عربستان به عنوان ام القرای جهان اسلام در منطقه و پشتیبانی مقامات آن از توسعه وهابیت و سرکوب شیعیان از قوی ترین اهرم های فشار علیه زیدیان یمن است.مرز مشترک عربستان با یمن سبب شده است مقامات سعودی برای داشتن خیالی آسوده از جنوب کشور خود، به سرکوب شیعیان در یمن چراغ سبز نشان داده و سپس از آن حمایت و پشتیبانی کنند.یکی دیگر از اتهامات دولت برای مقابله با شیعیان ارتباط آنان با ایران است. دولت یمن می گوید:شیعیان یمن ضمن خط گیری فکری و سیاسی از ایران توانسته اند مقدار زیادی مهمات و اسلحه دریافت کنند مساله ای که از سوی شیعیان بارها رد شده است. یحیی الحوثی در این باره اظهار می دارد:دولت می گوید ما به خاطر شیعه بودن به ایران وابسته هستیم و به خاطر مخالفت با عربستان سعودی ما را به همکاری با لیبی متهم می کنند در حالی که ما کاملا مستقل هستیم و دولت می تواند به جای برخورد های خشونت آمیز،با ما به مذاکره بنشیند که توان مقابله با مخالفان را ندارد می خواهد از طریق نیروهای سلفی شیعیان را نابود کند.
جمعیت:
اکثریت جمعیت کشور یمن را اهل تسنن شافعی تشکیل میدهند. در درجة بعد، نوبت به شیعیان زیدی میرسد که حدود 25 درصد از جمعیت کل یمن را تشکیل میدهند.شیعیان اسماعیلی و در نهایت، شیعیان دوازده امامی نیز در رتبههای بعدی قرار دارند.بنابراین، شیعیان دوازده امامی در این کشور، از اقلیتهای آن کشور به شمارمیروند.تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، تعداد اندکی از شیعیان دوازده امامی دریمن یافت میشدند و بسیار پراکنده بودند، لیکن پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جهشی دراین زمینه ایجاد شد و اینان برای خود تشکیلاتی را فراهم کردند. اکثر شیعیان دوازدهامامی در یمن، رهیافتگانی هستند که قبلاً مذهب دیگری داشتهاند. تعداد این رهیافتگان روز به روز در حال گسترش است، به طوری که در بسیاری از خانوادههای آنجاحداقل یک رهیافته وجود دارد. به برکت پیروزی انقلاب اسلامی، وضعیت شیعیان در یمن دگرگون شد؛ به عنوان نمونه، تا قبل از این واقعة تاریخی، حتی هیچ حسینیهای برای شیعیان در یمن وجود نداشت. اما پس از این واقعه، چندین حسینیه در مناطق مختلف یمن ساخته شد و شیعیان، مساجد و اماکن مخصوص خود را گسترش دادند. علیرغم گسترش روزافزون شیعیان دوازده امامی در یمن، آمار دقیقی از آنان وجود ندارد؛ چرا که این پدیده در یمن، پدیدة جدیدی است و به دست آوردن آمار دقیق آنها مشکل است. اما براساس آمارگیری غیر رسمی که از سوی برخی از شیعیان صورت گرفته است، شیعیان دوازده امامی هم اینک بیش از نیم درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند.
البته این کمی جمعیت چندان حائز اهمیت نیست، چرا که کسانی که به سمت مذهب اهل بیت(علیهم السّلام) گرایش پیدا کردهاند، از نظر کیفی، معمولاً از نخبگان این کشور هستند. اساتید دانشگاه، پزشکان و شخصیتهای مؤثر بحرین، از جملة رهیافتگان هستند و این کیفیت بالا، جبران کمیت را کردهاست. اینان میتوانند تأثیر فراوان در جهت ترویج تشیع داشته باشند. به عنوان نمونه، به دست یکی از این نخبگان، 2000 نفر شیعه شدند. بنابراین، با اینکه آمار دقیقی از جمعیت شیعیان دوازده امامی در این این کشور وجود ندارد، اما امید زیادی وجود دارد که با معرفی مکتب تشیع، افرد بیشتری به سمت آن گرایش پیدا کنند. هم اینک میان شیعیان دوازده امامی و شیعیان زیدی هماهنگی و وحدت خاصی به وجود آمده است، زیرا دو خطر مشترک این دو گروه را تهدید میکند؛ اولین خطر از سوی وهابیت است که آنان را تهدید میکند و خطر مشترک دیگر، خطری است که از سوی استکبار جهانی، به رهبری آمریکا، متوجه آنان شده است. این تهدید منجر به نزدیکی این دو گروه شده است، به طوری که شیعیان دوازده امامی و شیعیان زیدی در مساجد و مجالس یکدیگر حضور مییابند. این هماهنگی تا آنجا پیش رفته که به عنوان نمونه، یک روزنامه متعلق به شیعیان دوازده امامی از زیدیها پشتیبانی میکند و یک روزنامة متعلق به شیعیان زیدی، به شبهاتی پاسخ میدهد که در مورد شیعیان دوازده امامی مطرح میشود. هماینک تشکلی به نام «سازمان وحدت شیعیان جزیره» در یمن فعالیت میکند که شیعیان زیدی و دوازده امامی را پوشش میدهد.
چالش اصلی:
یکی از تهدیدهای جدی متوجه شیعیان یمن این است که دولت این کشور، دولتی وابسته به آمریکاست و سعی میکند تا بین دستههای مختلف شیعیان و نیز بین شیعیان و اهل سنت شافعی تفرقه ایجاد کند. اینان تلاش میکنند تا شیعیان دوازده امامی را خطری برای سایر مذاهب معرفی کنند. دولت یمن در مناطق شافعی نشین، کتابهای ضد شافعی پخش میکند و ادعا میکند که این کتاب توسط شیعیان زیدی نوشته شده است و در مناطق زیدیها کتب ضد آنان پخش میکند و ادعا میکند که شافعیها این کتابها را نوشتهاند. ولی بحمدالله مسلمانان به این نقشه پی بردهاند و لذا تا به حال نقشة آنان، نقش بر آب شده است.آینده در یمن از آن شیعیان خواهد بود و حتی یکی از نویسندگان معروف متعصب ضد شیعه در یمن پیشبینی کرده است که اگر وضعیت گرایش به تشیع در یمن به همین شکل ادامه یابد، تا 20 سال دیگر، در این کشور نیز وضعیتی همانند ایران پیش خواهد آمد و شیعیان در اکثریت قرار خواهند گرفت.شیعیان یمن، یاد اهل بیت(علیهم السّلام) را همچنان زنده نگه داشتهاند و در مجالس مختلف خود و نیز در نشریات خود، از اهل بیت(ع) یاد میکنند. این فرهنگ شیعی در یمن پا برجا مانده است و وهابیت تلاش میکند تا با این امر مبارزه کند. از این رو، جا دارد در این موقعیت حساس، علما و مراجع از شیعیان یمن حمایت کنند تا از نظر فکری شیعیان رهیافته در آنجا اشباع گردند، در این صورت، آینده از آن شیعیان خواهد بود، ولی اگر دست روی دست گذاشته، شیعیان را به حال خود رها کنند، وضعیت برعکس خواهد شد و جمعیت فعلی آنان نیز رو به کاهش خواهد نهاد. از شیعیان ایران، به ویژه مسئولین آن، انتظار میرود تا تلاش کنند تشیع را به خوبی به آنان که دسترسی به حقایق ندارند، معرفی کنند. هماینک میتوان با چاپ و نشر کتبی که مورد رغبت شیعیان دوازده امامی، اسماعیلی و زیدی است، به این فرهنگ کمک کرد. باید با نشر کتبی همچون نهجالبلاغه، از این فرهنگ مشترک حراست نمود. وهابیت در تلاش است تا این کتب را نابود کند یا از ترویج آن در میان شیعیان یمن جلوگیری کند.
فرصت ایجاد حکومت:
با سرایت موج خیزشهای عربی (بیداری اسلامی) در سال 2011، جامعه مستعد بحران یمن نیز در ورطه بهار عربی قرار گرفت و این فرصت برای طرح مطالبات انباشته شده مردمی فراهم گردید. رهبری این موج اعتراضی را جنبش شیعیان حوثی انصارالله بر عهده داشت که از سالهای 2004 تا 2009 در شش جنگ با دولت علی عبدالله صالح درگیر شده بود که در جنگ آخر پای عربستان نیز به میان کشیده شد.
از اینرو قدرتگیری این جریان زیدی که نمایندگی 40 درصد از جمعیت یمن را بر عهده دارد، موجبات نگرانی عربستان از قدرتگیری شیعیان در شبه جزیره را به دنبال داشته است. بویژه که پای نفوذ معنوی ایران بر شیعیان حوثی و همچنین گستره ژئوپلیتکی تشیع نیز در میان باشد. در این چارچوب، سقوط نظام علی عبدالله صالح و در ادامه تحولات چند ماه اخیر که منجر به استعفا و فرار عبدربه منصور هادی رئیسجمهور و خالد بحاح نخست وزیر که با طرح شورای همکاری خلیج فارس روی کار آمدند گردید، این نگرانی دوچندان شده و سعودیها را به اتخاذ سازوکارهای اعمالی برای مدیریت تحولات و تغییر صحنه میدانی وا داشته است.
لذا هوشمندی در سازوکارهای اعمالی توسط حوثی ها ( جنبش انصار الله ) برای مدیریت تحولات از جمله تفرقه داخلی و توطئه خارجی جهت همگرایی گروه های یمنی می تواند حکومت مطلوب آنان را به تحقق رساند.
حضور نظامی عربستان برای مقابله با نفوذ جنبش الحوثی
یکی از مهم ترین دلایل حضور نظامی عربستان در جنگ با حوثی ها هراس مقامات سعودی از نفوذ اندیشه های انقلابی و اسلامی ملهم از انقلاب اسلامی ایران توسط جنبش الحوثی در این کشور است. از این رو دولت سعودی به دلیل جلوگیری از سرایت اندیشه های شیعی در کشور خود و نگرانی از گسترش حوزه نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه، سعی نمود با ورود به جنگ داخلی یمن در چند سال گذشته و همین طور پس از استعفا و فرار منصور هادی به بهانه برگرداندن آن به مقابله مستقیم بپردازد.
جمع بندی:
با شروع اعتراضات و تحولات سیاسی اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا در سال 2010میلادی، شاهد شکل گیری موجی از بیداری اسلامی هستیم.لذا انقلاب مردم یمن هم، با هدایت و تاثیر گذاری شیعیان(جنبش الحوثی) آن با این موج همراه بوده و پتانسیل لازم را در جهت کسب استقلال سیاسی، و ایجاد حکومتی که احکام اسلامی در آن حاکم باشد و همچنین بتواند آنان را به توسعه اقتصادی برساند دارد.
فرصت های به وجود آمده با توجه به تحولات اخیر امکان برآورده شدن خواسته های ملت را برای تعیین سرنوشت خود می دهد.
در مقابل چالش هایی وجود دارد که عبور از آنها سهل نخواهد بود و نیازمند اتحاد تمامی گروه های یمنی و هوشمندی آنان در برابر توطئه های خارجی میباشد زیرا تغییر شرایط و وضعیت یمن به نفع عربستان سعودی که یمن را به عنوان حیاط خلوت خود تصور میکرد و به تبع آن آمریکا و همپیمانان آن در منطقه نخواهد بود. بر همین اساس از هیچ تلاش و اقدام، نظامی،سیاسی....فرو گذار نخواهند بود.